Wednesday, February 27, 2008

اهل سنت و ولایت فقیه

ولایت فقیه یکی از ارکان تغییر ناپذیر جمهوری اسلامی می باشد که حتی در صورت هر گونه تغییری در قانون اساسی این اصل غیر قابل تغییر می باشد حتی از طرف مردمی که به آن رای داده اند که البته این مورد یکی از مزایای دموکراسی اسلامی در نظام های میتنی بر ولایت فقیه که در حال حاضر در جمهوری اسلامی در حال گذراندن دوران آزمایش آن می باشیم است و اما در مورد نتیجه این آزمایشات نیز باید مردم نظر دهند .و اما در مورد نظر اهل سنت و هماهنگی آنان با ولایت مطلقه فقیه .
بر اساس اصول اهل سنت هر شخصی که اهل بیت حضرت محمد و یا اصحاب وی را مرد اهانت قرار دهد مسلمان نیست که خلفای راشدین که شامل ابوکر صدیق ، عمر ابن خطاب ، عثمان ذی النورین و حضرت علی و اما حسن جزء این دسته اند که البته بنا به عقید اهل سنت در مورد حضرت ابوبکر ، حضرت عمر حضرت عثمان و حضرت علی و تنی چند از اصحاب خاص حضرت محمد از طرف خداوند به آنها وعده بهشت داده شده و گناهان انجام داده شده توسط آنان و گناهانی که در آینده مرتکب آن می شوند بخشیده خواهد شد و وارد بهشت خواهند شد که البته حدیت قدسی که به عشره مبشره در بین اهل سنت معروف است توسط بزرگان شیعه رد می شود و اگر توسط شیعیان مورد پذیرش قرار گیرد بسیاری از اصول شیعه زیر سوال خواهد رفت .
اساسا ولی فقیه در جمهوری اسلامی می بایست یکی از مجتهدین شیعه باشد که وی می بایست به عقاید شیعه که یکی از آنان به عنوان مثال قتل حضرت فاطمه زهرا توسط حضرت عمر می باشد را قبول داشته باشد و در روزهایی که به عقیده شیعیان روز شهادت حضرت فاطمه زهرا است اشک بریزد که تنها پذیرش همین عقیده توسط ولی فقیه کافی است که از نظر اهل سنت وی بکلی از مسلمانیت خارج و به کفر وارد گردد و عملا دیگر مسلمان نیست چه برسد به اینکه به عنوان خلیفه مسلمین نیز بر اهل سنت حکومت نماید و بنا به آنچه که لقب آقای آیت ا000 خامنه ای است وی به عنوان ولی امر مسلمانان جهان که اکثریت قریب به اتفاق آن را اهل سنت تشکیل می دهند به حال خدمت رسانی و ایجاد وحدت بین مسلمانان بپردازد.
مورد دیگر که اگر مورد بالا را نیز قبول نداشته باشیم و بگوییم که حتی اگر اهل سنت پا بر روی عقیده مذکور گذاشته و حضرت عمر را که به عنوان خلیفه دوم بعد از حضرت ابوبکر است به عنوان قاتل حضرت فاطمه قلمداد نمایند که حضرت محمد در مورد ایشان فرموده است " فاطمه جگر گوشه من است" مورد اتمام ولایت از نظر اهل سنت می باشد و اهل سنت اعتقادی به ادامه ولایت نداشته و برای خداوند خلیفه ای بر روی زمین متصور نمی باشند و هر انسانی را بر روی زمین بنا بر آیه "انی جاعل فی الارض خلیفه " به عنوان خلیفه خداوند می شناسند که با این حساب و بر اساس آمار مسلمانان جهان و اگر شیعیان را نیز جزء مسلمانان به حساب نیاوریم در حدود 900000000 ولی فیقه بر روی کره زمین وجود دارد که حتی اگر به ازای هر ولی فقیه ما ده نفر فرمانبردار داشته باشیم در زمینه قلمرو آنان به مشکل بر می خوریم بطوریکه به هر ولی فقیه فقط به اندازه سلول های انفرادی جمهوری اسلامی قلمرو برای حکومت وجود خواهد داشت .
با تفاسیر فوق هیچ یک از اهل سنت از بلوچ و کرد گرفته تا ترکمن و مردم خونگرم جنوب و سایر عزیزان ایرانی اهل سنت ، حق شرکت در انتخابات ، شرکت در امتحانات ورودی دانشگاه ها ، انتخاب به عنوان نماینده مجلس ، وزیر و غیره را که یکی از اصول بنیادی و اولیه آنها التزام به ولایت فقیه است را نداشته و عملا ایرانی به حساب نمی آیند که البته با عنایت ویژه آقای آیت ا000 خامنه ای در زمینه وحدت بین امت اسلامی و تصویت ثبصره فوق توسط شورای نگهبان اهل سنت تا نمایندگی مجلس می تواند در جمهوری اسلامی بالا بیایند و همانگونه که شاهد هستیم حق وزارت ، ریاست جمهوری ، استاندار شدن و حتی ریاست دانشگاه شدن را نیز ندارند .

Tuesday, February 26, 2008

وحدت اسلامی از شعار تا عمل

از آغاز انقلاب اسلامی در سال 57 تا کنون رهبران جمهوری اسلامی از گفته آقای خمینی که گفت " شیعه و سنی در کنار هم و با هم برادرند " تا گفته های متعدد آقای خامنه ای که در مناسبتهای مختلف دم از وحدت اسلامی بین شیعه و سنی می زند متاسفانه تاکنون گام عملی مهمی در راه تحقق این سخن نه تنها برداشته نشده که در سالهای اخیر بر تفرقه بین این دو گامهای بسیار بلندی برداشه شده است .
و اما اگر بخواهیم تاریخ 30 ساله وحدت بین سنی و شیعه را در جمهوری اسلامی را بررسی کنیم نه تنها در این مدت وحدتی را نمی بینیم بلکه عملا بر طبل تفرقه کوبیده شده است .
برای ادامه نگاهی به چند اصل از اصول قانون اساس جمهوری اسلامی می اندازیم .
اصل یازدهم قانون اساس جمهوری اسلامی ایران
بحکم آیه کریمه "ان هذه امتکم امه واحده و انا ربکم فاعبدون" همه مسلمانان یک امت اندو دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و کوشش پی گیر به عمل آورد تا وحدت سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام را تحقق بخشد .
اصل دوازدهم قانون اساس جمهوری اسلامی ایران
دین رسمی ایران ، اسلام و مذهب آن شیعه جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی ، حنبلی ، مالکی ، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل می باشند و احوال شخصیه (ازدواج ، طلاق ، ارث و وصیت ) و دعاوی مربوطه به آن در داد گاه ها رسمیت دارند و در هر منطقه که پیروان این مذاهب اکثریت داشته باشند مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود ، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب .
بله دو اصل فوق از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می باشند که بر طبق اصل یازدهم ، جمهوری اسلامی ایران خواهان وحدت بین فرق مختلف اسلامی می باشند ولی درست بعد از اصل به اصطلاح وحدت آور فوق در اصل دوازدهم قانون اساسی ، خود ملت ایران را مرزبندی نموده و به شیعه و سنی تقسیم نموده است و تکلیف سایرین که خود روشن است .
مشکل وحدت ریشه ای و از ابتدای انقلاب تا کنون ادامه داشته است .در کشوری که دارای مذهب رسمی باشد دیگر وحدت اسلامی معنا ندارد .در کشوری که مسجد فیض اهل سنت را در مشهد تخریب می نمایند و به جای آن پارک می سازند در کشوری که به طلاب مسجد مکی که در اعتراض به عمل تخریب مسجد فیض در مسجد مکی زاهدان تحصن کرده اند را به خاک و خون می کشند که آثار تعرض خونین سپاه بعد از گذشت این مدت مدید کماکان بر منازه های مسجد مکی زاهدان مشهود است در کشوری که در بزرگترین و حساسترین استان کشور که اکثریت مطلق جمعیت آن را اهل سنت تشکیل می دهد و مرکز امور مذهبی اهل سنت ایران می باشند یک فرد متعصب ضد بلوچ و اهل سنت که یک شیعه سیستانی است را به عنوان استاندار از طرف دولت به اصلاح مهر گستر آقای احمدی نژاد توسط وزیر کشور آقای پورمحمدی منصوب می گردد در کشوری که میدان اصلی شهر زاهدان به جای اینکه با نام میدان وحدت مزین گردد با نام حضرت علی (ع) خلیفه چهارم اهل سنت نامگذاری شده است در توضیح باید گفت که حضرت علی (ع) یکی از بزرگترین و وفادارترین اصحاب حضرت محمد بوده و پا به پای سایر اصحاب حضرت محمد جانفشانی های بزرگی را در راه اسلام انجام داده است و هدف از این نامگذاری این میدان نه این بوده اسیت که اهل سنت حضرت علی را قبول ندارند که کذب محضی است بلکه این است که شیعیان حکومت گر حضرت علی را به عنوان نماد شیعه گری در مقابل اهل سنت برافراشته اند .
در کشوری که شبکه استانی اش را با نماد شیعبیان سیستانی نامگذاری می کنند در استانی که ساحل نیلگون در یای عمان در بلوچستالن واقع است اداره شیلاتش را با نام شیلات سیستان می شناسیم و در کشوریس که آقای شهریاری نماینده شیعه مذهب که نمی توان منکر تجربه و دلسوزی وی به عنوان یک پزشک شد و نمی توان خدمات بی شائبه اس را به مردم استان به عنوان یک چشم پزشک نادیده گرفت می گوید " شما بلوچها که به احمدی نژاد رای نداده اید و حالا دنبال پست و مقام هم می گردید بروید و پست و مقاما را از کسی که به وی رای داده اید بخواهید ."
در کشوری که پس از گذشت سی سال حتی یک استاندار سنی مذهب ، یک وزیر سنی مذهب ، یک معاون وزیر و حتی یک سخنگوی وزارت خانه را به خود ندیده است چگونه می توان از وحدت اسلامی دم زد و صحبت از وحدت اسلامی بین کشور های اسلامی که دیگر حرفی بسیار گزاف است و خاطره تلخ حمله به مکه به قصد تصرف آن را از طرف سپاه پاسداران به دست جمهوری اسلامی ایران را هیچ مسلمانی نمی تواند فراموش کند .
زمانی که جمهوری اسلامی به مرکز وحدت مسلمانان جهان که همانا قبله مسلمین جهان است حمله و قصد تصرف آن را دارد چگونه می توان از وحدت اسلامی سخنی به میان آورد .
و در پایان نیز بد نیست به اصل یکصد و پانزدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز نگاهی بیندازیم .
رئیس جمهور باید از میان رجال مذهبی و سیاسی که واجد شرایط زیر باشد انتخاب گردد .
1- ایرانی الاصل بودن 2- تابعه ایران 3- مدیر و مدبر 4- دارای حسن سابقه و امانت و تقوی 5- مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی ایران و مذهب رسمی کشور .
بر اساس اصل فوق به طور رسمی اصولی که بر اساس آن بر وحدت اسلامی تاکید شده فسخ گردیده و کلیه کسانی که غیر شیعه اثنی عشری هستند که حتی سنی های مسلمان که جزئی از امت واحده اسلام هستند نیز به کنجی پرت شده و حق شرکت در انتخابات رئیس جمهوری را ندارند و این خط بطلانی است بر شعار های تو خالی جمهوری اسلامی بر وحدت اسلامی ملل مسلمان

Wednesday, February 20, 2008

بلوچستان قلب ایران است

به نام خدا
در عجبم از این مردم زنده کش مرده پرست
که تا هست زنند به جفا چون برفت ببرندش بر سر دست
بله و اکنون کوزووو قلب صربهایی است که تا دیروز خود به همراه ارتش متجاوز صرب مشغول تسویه نژادی کوزوو بودند اکنون پس از آنکه کوزوو اعلام استقلال نمود صربها ادعا دارند که هویت آنها از کوزوو شکل گرفته است .بله اینان آن زمان در فکر چنین زمانی نبودنند که مردمانی که در حال سلاخیشان هستند زمانی آزاد خواهند بود تا در مورد بودن یا نبودن با دژخیمان سابق خود تصمیم گیری کنند و آن زمان عفل سلیم به انها توصیه نبودن و دل کندن از سرزمین جلادان سابقشان را خواهند نمود .
بله تاریخ دوباره تکرار می شود ولی نه این باردر قاره سبز بلکه در سرزمین آفتاب و نه در میان مردم سفید کوزوو بلکه در میان ملتی با پوستی آفتاب سوخته و کالبدی خسته با صبری تلخ و این بار دژخیمان تاریخ صربهای نژاد پرست نیستند بلکه کسانی هستند که ادعای امنیت دارند برای آنها و با ادامه روند تکرار تاریخ خواهد رسید روزی که صربهای ایرانی نیز خواهند گفت " بلوچستان قلب ایران است . " ولی قلبی مجروح که نیاز به عملی فوری دارد ورنه کالبد خود را به سکوتی ابدی و سنگین خواهد کشاند